مرتضى مطهرى

90

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

موضع طبيعى وارد مىآورد ؛ ولى بالامكان يا ثقيلند و يا خفيف ، يعنى ممكن است از مواضع طبيعى خود خارج گردند و در نتيجه يا ثقيل گردند ( در مورد آب و خاك ) و يا خفيف ( در مورد هوا و آتش ) ؛ ولى در فلك اين امكان وجود ندارد ، زيرا ثقيل و يا خفيف بالامكان دو گونه است : يا به تمام وجودش چنين است و يا به بعض وجودش . آنكه به تمام وجودش اين امكان را دارد مانند جزئى از هر يك از عناصر ( مثلًا يك قطعه سنگ ) در حالى كه در خارج از موضع طبيعى قرار گيرد . در اين صورت تمام قطعه سنگ داراى ثقل است . و آنكه به بخشى از وجودش امكان ثقل دارد ، مانند « كل » هر يك از عناصر ( مثلًا تمام كره خاك ) . كل هر يك از عناصر به دليل كروى بودن آن ، اگر تغيير مكان بدهد ، صعود قسمتى از آن مستلزم هبوط قسمت ديگر است ، يعنى در حالى كه بخشى از موضع طبيعى خارج مىشود ، بخشى ديگر به سوى مركز طبيعى مىرود ؛ مثلًا اگر زمين به طرف بالاى سر ما حركت كند ، در حالى كه نيمى از كره خاك از مركز دور مىشود ، نيم ديگر زمين به سوى مركز حركت مىكند ، پس در حالى كه قسمتى از زمين در اثر دور شدن از مركز داراى ثقل مىگردد ، قسمت ديگر به حالت بىثقلى درمىآيد . براى فلك هيچكدام از اين دو فرض ممكن نيست ، نه ثقل و خفت به تمام وجود و نه به بخشى از وجود ؛ اما اول به دلائلى كه خودت نيز ضمن سخن اعتراف كردى ، اما دوم به دليل اينكه مستلزم اين است كه يك نيروى خارج ، فلك را قسر كند و براى فلك فرض قاسر محال است . بوعلى اينجا فرضها و احتمالات زيادى در مورد قاسر ذكر مىكند و همه را ابطال مىكند و بالاخره نتيجه مىگيرد كه فلك نه بالفعل خفيف يا ثقيل است و نه بالامكان . ما براى پرهيز از تطويل از ذكر آنها خوددارى مىكنيم . بوعلى آنگاه وارد بحث درباره حركت مستديره مىشود ؛ مىگويد : « اما اينكه گفتى چه مانعى دارد كه حركت مستديره غير طبيعى باشد ، بعد خودت به خودت اعتراض كردى و جواب دادى ، بايد بگويم آنان كه براى فلك حركت مستديرهء طبيعى اثبات كرده‌اند نه به آن دليل است كه تو در ضمن اعتراف به خودت بيان كردى ، بلكه به دلائل ديگرى است كه اگر خوف اطاله نمىبود و بعلاوه اين مطلب را تو جداگانه سؤال نكرده بودى ، بيان مىكردم . اما مسأله تضاد حركات منشأ تضاد حركات نه فاعل حركت است و نه موضوع آن و نه مسافت و نه زمان و نه مبدأ ؛ تنها منشأ تضاد ، غايت و نهايت حركت است . به عبارت ديگر حركت وابسته به شش چيز است : « ماعنه » ( فاعل ) ، « ما منه » ( مبدأ ) ،